پسـ ـربچه
روزیـ پسـ ـربچه ایـــ وارد بستنیـــــ ـ فروشیـ ـ شد و پشتـــ ـ میزیـــ ـ نشستـــــ ـ ـ. خدمتکار برایـ ـ سفارشــــ ـ
گرفتنــ ـ سراغشـــ ـ رفتـ ـ. پسـ ـر پرسید بستنیـ ـ با شکلاتـــ ـ چند است؟ خدمتکار گفتـــ ـ 50 سنتـــ ـ پسـ ـر
دستشـــ ـ را در جیبش کرد وتمام پولــــ ـ خردهایشـ ـ را در آورد و شمرد. بعد پرسید بستنیــ ـ ساده چنـ ـد
است؟ خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پرشده بود و عده ای هم بیرونــ ـ منتظر خالیــ ـ شدنـ ـ
میز بودند با بیــ ـ حوصلگیـ ـ و با لحنیـ ـ تند گفت 35 سنتــ ـ. پسـ ـر: لطفا یک بستنیــ ـ ساده بیاورید.
خدمتکار بستنیـ ـ را آورد و صورتحسابـــ ـ را رویــــ ـ میز گذاشتـــ ـ و رفتـ ـ. پسـ ـر بستنیــ اشــــــ ـ را تمامــ ـ
کرد و پولشــــــ ـ رابه صندوقدار پرداختـــــــ ـ.
هنگامیکه خدمتکار برایـــــ ـ تمیز کردنـ ـ میز بازگشتـ، گریه اشــ ـ گرفتــ ـ. پسـ ـربچه رویــــــ ـ میز کنار
ظرف خالیـــــ ـ، 15سنتـ ـ برایــــ ـ او انعامــــ ـ گذاشته بـ ـود
Ֆalam Ɖostªή Ǥolªறறறறற.... khOsĦ Omªdiή... iή ωeþloǤ Ŗo vaՖe Ɖokhறalaƴe ήazZz pesறalaye ǤoØll Ֆakh†aற Oற!d ώaraற kĦosĦe†όή βiƴad ✹✹✹✹✹✹✹✹ (◕‿◕) й๑Z๑ր!й Ħas†aற 16 Ֆalaறe هَــــ ـــــــرکه